شعر ومتن کردی و فارسی
مستوره کردستانی، نادره دوران
"مستوره کردستانی، آن نادرهی روزگار، شاعری نازک خیال، ادیبی توانا، مورخی چیره دست و محقق و متشرعی عفیف و پاکدامن، به گفتهی بسیاری از شرق شناسان، در روزگار خویش یگانه زنی بود که به نگاشتن و تدوین کتاب تاریخ همت گماشت. تنها زنی بود در جهان اسلام که کتاب شرعیات را برای بانوان به رشته تحریر درآورد". به زیر مقنعه، مرا سری است، لایق افسر ولی چه سود که دوران نمود خوار چینم به معشر نسوان، در سپاس و حمد خدا را همی سزد که بگویم منم که فخر زمینم ماه شرف خان کردستان متخلص به «مستوره کردستانی» دختر ابولحسن بیگ فرزند محمدآقای ناظر در سال 1804 در شهر سنندج دیده به جهان گشود. به ادامه مطلب.................بروید............. ادامه مطلب ... شنبه 17 تير 1391برچسب:, :: 11:32 :: نويسنده : hevydar
Mêrê keçelMêrekî keçel carekê به ادامه مطلب ..........بروید.............. ادامه مطلب ... چهار شنبه 14 تير 1391برچسب:, :: 11:35 :: نويسنده : hevydar
Dibistan pirr xweþik e, Em hemî jê hez dikin. Kamûran Bedirxan
Osman SEBRÎ دو شنبه 12 تير 1391برچسب:, :: 12:10 :: نويسنده : hevydar محمد اوزون (کوردها زنده هستند)
محمد اوزون نویسنده و رماننویس کرد است. وی در سال ۱۹۵۳ میلادی در سیورک در جنوب شرقی ترکیه زاده شد. اگرچه زبان کردی در فاصله ۱۹۲۰ تا ۱۹۹۰ در ترکیه ممنوع بود ولی او نوشتن به زبان مادری خویش را آغاز نمود. از سال ۱۹۷۷ تا کنون وی به عنوان یک پناهنده سیاسی در کشور سوئد زندگی میکند. به عنوان یک نویسنده ، او سهم بزرگی در شکل گیری و ایجاد زبان ادبی مدرن کردی داشت و رسم سنتی داستان سرایی کردی را احیا کرده است. از سال 1977 تا سال 2005 او به صورت تبعید به عنوان پناهنده سیاسی در سوئد زندگی کرد.در طی این مدت در اسکاندیناوی ، او یک نویسنده رسما با کتابها و تالیفات بسیار شد و تعداد زیادی رمان و مقاله به زبان کردی نوشت، که او را عضو بنیان گذارزبان و ادبیات مدرن کردی به لهجه کورمانجی کرد. در ماه ژوئن سال 2005 او به استانبول ترکیه برگشت او عضو کلوب "اهل قلم " و انجمن نویسندگان سوئد است. در ماه مه سال 2006 اعلام شد که محمد اوزون مبتلا به بیماری سرطان است. بعد از معالجه در کارولیسکا یا بیمارستان دانشگاه کارولیسکای استکهلم ، در سوئد ، او دوباره به ترکیه برگشت و در حال حاضر تحت معالجه در دیاربکر اقامت دارد. کارها او هفت رمان در زبان کردی چاپ ومنتشر کرده است. بعد ا او مجموعه قوانین شعر و نثر ادبیات کردی را اصلاح و ویرایش کرد که در نوع خود اولین مورد بود. موفقیت مهم و حساس او با رمان " در سایه آخرین عشق" (Siya Evînê)بدست آمد. داستان افسانه شده در سال 1920 ، که اندیشمندان کرد نتوانستند درباره مبارزه و تلاش او بخاطر عشق او به یک زن ووظیفه او برای مبارزه با جمهوری جدید التاسیس ترکیه تمایز قائل شوند. در سال 1990 رمانهای او به زبانهای اروپایی ترجمه شد.دوتا از کتابهای او در زبان سوئدی چاپ شد ، و مجموعه ای از مقالات توصیفی اوGranatäppelblomning'(گل انار) و رمان 'I skuggan av en förlorad kärlek( درسایه آخرین عشق) هم به زبان سوئدی ترجمه شدند.با همکاری با مادلین گرایو ، همچنین او مجموعه قوانین شعر ونثر بین المللی را منتشر کرد، Världen i Sverigeجهان به زبان سوئدی، درباره یک پیشقدم مجموعه قوانین شعر ونثرکه در سوئد زاده نشده بود اما در آن کشور زندگی کرده و کار نویسندگی را انجام داده بود. او همچنین اثرات خود را در انستیتوی کردی پاریس ، به لهجه کورمانجی چاپ و منتشر می کند . او بخاطر کار جدید و نوی خود در داستان سرایی سنتی هم به سبک جدید و هم در سبک قدیمی شد و برای ماجراها و مشکلات زندگی اخلاقی خود و اعتقاد بی پروا و نیرومند خود به قدرت کلمه در سال 2001 برنده جایزه Torgny Segerstedt شده است. تلاش و تحقیق برای حفظ زبان مادری محمد اوزن چندین بار به علت فعالیت های خود در زمینه ادبیات کردی در ترکیه بازداشت شده است. او در 21 ماه مارس سال 1976 به علت ویرایش مجله کردی- ترکی بازداشت شد و به عنوان جدایی خواه محکوم شد و در زندان مرکزی آنکارا زندانی شد. در طی دوره بازجویی و محاکمه خود در تابستان سال 1976 ، او سعی کرد موجودیت کردها و زبان کردی را ثابت کند. بیانیه دادستان حاکی از آن بود که کردها و فرم زبان کردی وجود ندارد. اگرچه با این ادعای خود برخلاف رای دادستانی به عنوان جدایی خواه تلقی شد و به مجازات محکوم شد. او به هشت ماه زندان محکوم شد. بعد از آزادی از زندان او هنو تحت محکومیت برای مسئولیت و نقش خود در ویرایش مجله ای که قبلا ذکر شد ، قرار داشت و در نتیجه او پناهندگی را انتخاب کرد و در سال 1977 به سوئد رفت مقررات اعمال شده و قانونی درآن زمان بازگشت او را به سرزمین مادی ترکیه غیر ممکن نمود. در نتیجه ، در سال 1981 با تصمیم دولت نظامی وقت ترکیه و همانند بسیاری از اندیشمندان و متفکران ترک و کرد ، او ملیت خود را ترک کرد. او کار تحقیق زبانشناسی را در استکهلم دوباره شروع کرد و کمکهای مالی از طرف دولت سوئد دریافت کرد. برای جمع آوری لغات وواژه ها و فولکلورو فرهنگ خود او رهبر کردهای عراق را در دره کوههای مرکز شورش عراق ملاقات کرد که تا عصر در کلبه ای به شنیدن اشعار کردی و گوش کردن به داستانهای داستا سرایان در نور چراغ نفت سوز پرداخت.او برای این الفبای عربی را یاد گرفت تا بتواند اشعار کردی قرنهای شانزدهم و هفدهم را بخواند. بعدا او چند نسخه کمیاب از مجلات چاپ شده توسط پناهندگان کرد را دریافت کرد. ماجراهای مریض گونه و مرگ آور و کشنده این پیشگامان در اساس و بنیه دو رمان او ، درباره مبارزات کردها در طی سالها و دهه ها در همه اثرها و داستانهای او ، قرار دارد. او همچنین هیئت ویرایش اندیشمندان و متفکران ، که به کردها کمک مالی می کردند تا به اروپا پرواز کنند تا این لغات وواژه های مبهم و ناشناخته رابرای جهانیان روشن کنند. بعد از زندگی به عنوان پناهنده برای سالیان متمادی ، او به ترکیه برگشت تا درباره ادبیات کردی ، هفت کتاب خود ، شش تا به زبان کردی و یکی به زبان ترکی که توسط دادخواست شماره 39/2000 چهارمین دادگاه امنیتی ایالتی دیار بکر در ماه فوریه سال 2000 ممنوع شده بود. مقالات
یک شنبه 11 تير 1391برچسب:, :: 11:54 :: نويسنده : hevydar نگاهی به زندگی طاهر توفیق هنرمند جاویدان کرد
طاهر توفیق فردی باعزت، بذله گو و نکته دان بود. هیچ گاه هنرش را فدای پول و مادیات نکرد و ترانه هایش را بر حسب میل و علاقه خود خوانده است. خودش می گفت: در زندگی ام هیچ کس را نرنجانده ام. بعدازظهر یکی از روزهای پاییزی سال 1945 بود که در چایخانه پسرعمویم محمد عبدالله (حهمه گهمحان) برای اولین بار صدای طاهر توفیق را شنیدم که از رادیوی کردی بغداد پخش می شد و ترانهی (کراس زهردێ) را می خواند. از همان موقع عاشق صدای زیبایش شدم. ماموستا طاهر توفیق در یک یک مصاحبه رادیویی در مورد خودش می گوید:"من طاهر توفیق پسر عبدالرحمن حمدی شیخانی هستم و در سال "تهیاران"که برابر با سال 1923- 1922 است، در محله بفریقند شهر کویه متولد شدم"...
به ادامه مطلب ......................بروید......... ادامه مطلب ... شنبه 10 تير 1391برچسب:, :: 12:1 :: نويسنده : hevydar هویت کوردی
در “هویت کردی” صحبت از یک فرد خاص کرد نیست بلکه صحبت از یک “هویت جمعی کردی” یا هویت تاریخی، هویت فرهنگی و هویت سیاسی است. پس آن چیزی که مورد نظر می تواند باشد “هویت جمعی” است. در شناخت هویت جمعی کردی باید به این نکته توجه داشته باشیم که خود این هویت یا هر هویت ملی یا جمعی دیگر، می تواند یک”من فاعلی” و یک “من منفعل” داشته باشد. باید دید “من فاعلی” و “من منفعل” این هویت کجاست؟ بدون تردید،”من منفعل” آن متغیر است. “من منفعل جمعی” نیز متغیر و تحت تاثیر زمینه ها و نیازهای تاریخی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است اما این نمی تواند نافی”من فاعلی” یا “وجه ثابت” باشد. همان گونه که گفته شد در انسان، یک”من فاعلی” وجود دارد که من فعال، من خلاق و من نمادین است. در جمع،”من فعال” وجود دارد که بیانگر “ما ی خلاق”، نمادین و فرهنگی است. باید آن ”ما” را که در هر شرایطی خود را نشان می دهد و در تقابل با شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، در نهایت هویت را تشکیل می دهد شناخت. بنابراین هویت، “یک بخش ثابت” و “یک بخش متحول” دارد پس باید دانست که این “من فعال” یا “من ملی” کجاست و کجا باید آن را جستجو کرد. در بحث های روان شناسی، “من فردی” انسان را در درون و در نیروهای بالقوه ی آن و در جنبه های نمادینش می توان یافت. انسان موجودی است که با نماد سروکار دارد و نمادین است بنابراین کرد باید”من ملی” و “من جمعی” خود را در فرهنگ ببیند زیرا فرهنگ به تعبیری به معنای”نماد” است. ما باید این “من” یا”ما” ی جمعی خود را در نمادهای خود ببینیم. در این نمادها هم باید یک اولویت بندی به عمل آورد. برخی از آنها بر برخی دیگر تقدم دارند. اگر برای تعریف مفهوم فرهنگ به”معرفت مشترک”(Shared Knowledge) و به مولفه های گوناگون اشاره کنیم این مولفه ها لایه های متفاوت فرهنگ را تشکیل می دهند. نخستین لایه، لایه ی فکر، بینش، جهان بینی و باور است. این ها لایه های زیرین فرهنگ محسوب می شوند. لایه ی دوم، لایه ی ارزش هاست. پس آنچه از سنخ ارزش هاست و ملاک های داوری ما نسبت به خوب، بد، زشت و زیباست، لایه ی دوم را تشکیل می دهد. لایه ی بعدی، لایه الگوهای رفتاری و هنجارهاست و آخرین لایه، لایه نمادهاست که به معنای نمادهای کلامی(زبان نوشتاری و زبان گفتاری)وغیرکلامی(هنر، موسیقی، معماری و…) است. با توجه به آنچه گفته شد می توان گفت هویت کردی، یک انگاره فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و حاصل یک روند زمانی است که بازتاب “خودآگاهی اجتماعی” به نام “ملت کرد” می تواند باشد. در کنار این انگاره ی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، هویت کردی یک انگاره ی جغرافیایی و تاریخی نیز هست. هویت دینی بیانگر رابطه ی “انسانی-الوهی” در پاسخ به پرسش های بنیادین انسان چون”من کیستم؟” و “به کجا تعلق دارم؟” در بسته ی “خود و آفرینش”و به عبارتی مجموعه ویژه گی ها و مشخصات بنیادین همسان است که به رسایی و روانی، بر ماهیت رابطه ی”انسانی-الوهی” اشاره و بر اساس پذیرش چارچوبه های هر دین، در یک ظرف مکانی و زمانی مشخص، گروه ها و افراد را از “دیگری دینی” متمایز می سازد. هویت دینی بر اساس آنچه گفته شد وجه متحول شونده هویت و تحت تاثیر نیازهای تاریخی، اجتماعی و اقتصادی است. هویت دینی همچنین در کنار رفتار و اندیشه عقلانی، حامل احساس و ارزش نیز هست و وجه تمایز ادیان گوناگون از یکدیگر، نوع نگاه آنها به خرد، ارزش و احساس و رتبه بندی آنها در چارچوب دین تعریف شده است. هویت دینی در کردستان را نیز به تبع می توان عنصر متحول هویت، امر غیر ذاتی و تقریبا قراردادی و متکی به شرایط(اقتضائات مکانی و اقتضائات زمانی) دانست. نکته ی مهمی که نباید از توجه به آن کوتاهی کرد عدم تباین میان هویت ملی و هویت دینی نزد انسان ها به صورت عام و کردها به ویژه است. بر اساس”اصل هویت های چندگانه”، معمولا افراد و گروه های مختلف اجتماعی، الزاما به یک هویت وابسته نیستند و می توانند هویت های مختلفی را پذیرفته باشند مانند هویت قومی، هویت دینی، هویت زبانی، هویت ملی، هویت جنسیتی و… اتفاقا هنر هویت این است که از میان هویت های به ظاهر چندگانه، وجوه مشترک خود را که مبتنی بر “اصالت هدف” است خواهد یافت. جمعه 9 تير 1391برچسب:, :: 12:6 :: نويسنده : hevydar آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |